خلاصه گزارش لژیون

                                                        بنام قدرت مطلق الله

ادامه نوشته

خلاصه گزارش لژیون

                                                               بنام قدرت مطلق الله

 

خلاصه سخنان رهجویان واستاد

 

ادامه نوشته

مقام و منزلت استاد

                                                              بنام خداوند بخشنده و مهربان

مقام و منزلت استاد

استاد[راهنما،معلم]وشاگردش[دانش آموزان،دانشجویان،هنرجویان،رهجویان]نسبت به یکدیگرچه حقوقی دارند؟

کسب علم ودانش از اهمیت زیاد ی برخوردار است،و رسیدن به کمال انسان را تصریح میبخشد،و از طرف دیگر کسب علم ودانش جامعه را به سوی اصلاح و آرامش سوق میدهد.

پیامبر اکرم(ص)میفرمایند:دانش را بیاموزید و بخاطر آن،آرامش و متانت را فرا گیرید و در برابر کسی که از او دانش می آموزید،فروتن باشید.

استاد و شاگرد وظایف متعددی نسبت به یکدیگر دارند،که میتوان آنها را به 2 قسمت تقسیم کرد،وظایف استاد یا استاد راهنما نسبت شاگرد یا رهجو شامل وظایف اخلاقی،تربیتی و وظایف علمی وآموزشی است،و وظایف شاگرد یا رهجو نسبت به استاد،که قسمتی از آنها را به ترتیب ذیل بر میشماریم،تا قدر منزلت استادمان را بهتر بدانیم

این موارد 34 مورد هستند که در چند بخش گفته خواهد شد،در اینجا به 14 مورد آن اشاره میکنیم

1-شاگرد یا رهجو باید با دیده تکریم و احترام به استاد خویش بنگرد

2-تواضع و فروتنی در برابر استاد و داشتن اخلاقی پسندیده

ادامه نوشته

خلاصه گزارش لژیون

                                        بنام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

ما اگر هر عمل ضده ارزشی انجام بدهیم یک ضلع بازدارنده در آن وجود دارد،مثل دزدی،یک انسان بخاطره ترس از بی پولی دست به دزدی میزند،مثلا کسی که دچار خشم میشود بخاطره ترس از دست دادن جایگاهش ممکن است خشمگین شود و بعد از خشمش اتفاقات بدی رخ دهد،کسی که خود را بالاتر از دیگران میداند دچار منیت میشود و منیتش او را زمین میزند.

ضلع ناامیدی از منیت و ترس بدتر است،یعنی اگرکسی دچارناامیدی شود دچارسکون میشود،ماباید در درون خود بگردیم و ببنیم اگر حسی باعث سکون ما شده بدانیم دچارناامیدی شده ایم.

هر کدام از ضلع های باز دارنده یک راه حل دارد،ما داریم سفر میکنیم و سفرمان درونی است،پس باید در درون خود جستجو کنیم و علفهای هرز را پیدا کنیم،اگر ما دچار ناامیدی شدیم نمیتوانیم آن را حل کنیم پس قبل از ناامیدی باید به آن غلبه کنیم،حال چگونه باید به آن غلبه کنیم؟ما اول باید حرکت کنیم و تفکر نماییم و راه حل را پیدا نماییم ،ما نباید در زندگی منتظر معجزه باشیم.

حال فعلی ما به ما میگوید که تفکرات ما مثبت است یامنفی،اگر حال ما از لحاظ ذهنی خوب باشد در راه درست ما این شرایط خوب و حال خوب را ساخته ایم،چون همه چیز از ذهن ما شروع میشود،تغییرات باید از تفکرشروع شود،کسی که باور دارد خود کرده را تدبیر است راه حل آن را هم پیدا کرده...

عکس از کوهنوردی لژیون آقای احسان پور پشنگ

خلاصه گزارش لژیون

                                                               بنام قدرت مطلق الله

 


خلاصه سخنان استاد

آیا محیط و اطرافیان ما در مشکلات ما نقش دارند؟

در جهانبینی الگو خواسته نفس،بذر آن است و خانواده و جهان بیرون بستر آن است،هر اتفاقی را که ما آن را سپری میکنیم 2 موضوع در آن نقش دارد،اولی خواسته و دومی محیط خواسته،ما در زمان تخریب مواد بر اثر جهل و ناآگاهی خواسته آن را پرورش دادیم و اجازه دادیم محیط در مسیر تخریب ما نقش داشته باشد،ما نمیتوانیم محیط را تغییر دهیم،پس باید خودمان را تغییر دهیم،کسی میتواند در مسیر درمان قرار بگیرد که نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد.

کنگره 60 میگوید خود شخص باید تغییر کند،بر عکس انژیوهای دیگر که میگویند محیط را باید تغییر بدهی،ما در زمان تخریب فقط به نقاط مثبت و لحظه خوش آن توجه میکردیم،ولی ضررهایی که به خود واطرافیان خود زدیم توجه ای نکردیم،حال که خود فهمیدیم که چه ضررهای به خود و محیط اطراف زدیم باید برای درمان 3 کار انجام دهیم و آن جسم و روان و جهانبینی است.

ما وقتی اجازه میدهیم محیط در زندگی ما نقش پیدا کند موقعی است که خواسته آن را داریم،پس باید آنقدر قدرتمند باشیم که نگذاریم خواسته ما بخواهد محیط را در زندگی ما نقش بدهد...

 

تهیه گزارش:مسافرمهرداد                 عکس:مسافرمحمد

خلاصه گزارش لژیون

                                                                بنام قدرت مطلق الله

 

خلاصه سخنان استاد

(شخص مسافر باید با تفکر آرام آرام،به استقلال مالی خود برسد تا دغدغه مالی نداشته باشد)

مسافر با مدیریت درست باید پس انداز کند،با تفکر و قناعت و ایدهای مناسب از مخارج زیاد جلوگیری کند،انسان با هر درآمدی که دارد باید پس انداز کند،ما بایستی کمی از لذت های زندگی جلوگیری کنیم تا بتوانیم توانمند شویم.

کسی که پس انداز نداشته باشد به فرمان عقل نمیرسد،مسافر باید توان مالی خوبی داشته باشد و هر چیزی را که دوست داشت خریداری کند،و این امکان پذیر نیست جز با پس انداز،یک مسافر باید انسان لارجی باشد.

راهنما و یا استاد لژیون برای مسافر یک وسیله است،که راه را به مسافر نشان میدهد،این خود مسافر است که آیا میخواهد سفر کند یا نمیخواهد،آیا میخواهد اوضاع مالی خوبی داشته باشد یا نمیخواهد.

استاد سردار میفرمایند:ای کسانی که حال خوش ندارید،شما 2 راه بیشتر ندارید،یا به نیروهای الهی بپیوندید،تا به روشنایی برسید،یا صبر کنید نیروهای باز دارنده شما را به عمق ظلمات یا همان تاریکی ببرند.

اگر میخواهیم خوب شویم و به درمان و رهایی برسیم باید به قوانین الهی پایبند باشیم،اختیار انسان دست خودش است،یعنی تا خودش نخواهد کاری را انجام نمیدهد،مهم این است که ما بخواهیم و در راستای خواستهای خود گام برداریم....

تهیه گزارش:مسافرمهرداد              عکس:مسافرمحمد

خلاصه گزارش لژیون

                                                                    بنام قدرت مطلق الله

 

خلاصه سخنان استاد

 

ما باید برای تمام نقاط حساس بدن راه کار پیدا کنیم و به درمان آن بپردازیم

مثل حسادت،بدبینی،فضولی،......تمام اینها نقاط مثبتی هم دارند ولی در حده تعادل،مثل حسادت که باعث پیشرفت میشود،البته در جهت مثبت.

ما باید درون خود را بنگریم و تفکر کنیم و ببینیم نقاط حساسمان کدام است،همام حساسیت های که ما را از کنترل خارج میکنند،بعضی وقتها ما خودمان میدانیم که این حساس بودنمان چه بلایی سرمان می آورد،ولی نمیتوانیم جلوی آن را بگیریم.

اول از همه باید نقاط حساس خود را بشناسیم،البته این فهمیدن نیاز به دانایی دارد،دوم باید مکانیزیم این حس ها را بشناسیم،یعنی بدانیم که چه گونه نمیتوان جلوی این حساهای منفی را بگیریم،با اینکه خودمان میدانیم،ما باید بدانیم از کجا شروع میشود که به این مرحله ختم میشود،وقتی فهمیدیم که این حس میخواهد اتفاق بیوفتد باید از آن جلوگیری کنیم،و این هم نیاز به دانایی دارد،

هر فعلی که بشود نقطه حساس یک تصویر در ذهن ما ساخته میشود،و نباید به آن بها داد،و باید از آن جلوگیری کنیم،همه این حسها از تصاویر ذهنی ما شروع میشود،قبل از اینکه این تصویر سازی شروع شود،باید از آن دوری کنیم....

تهیه گزارش:مسافر مهرداد      عکس:مسافر محمد

 

مقاله

                                                                  به نام قدرت مطلق الله

از فرمانبرداری تا فرماندهی:

به راستی چقدر زیباست عالم هستی"

تمامی کهکشانها در مدار خود،دریا زمین و آسمانها،ستاره ها چراغ آسمانها،ماهیان دریایی نور طلایی خورشید که به هنگام طلوع جان را گرم و نوید زندگی و شوری دوباره میدهد.

نوید تلاش،ساختن،تکامل و حرکت"

ابرهای سیاه نوید باران رحمت و زایش و فصلی نو و همه اینها از قدرت مطلق فرمان گرفته و میگیرند،که در خدمت بشر باشند.

و اما بشر جایگزین خداوند بر روی زمین،فقط باید زندگی کند و رشد نماید،ولی در این بین نباید از قدرت مطلق خداوند بزرگ و مهربان نافرمانی کند،زمانیکه از فرمانبرداری تا فرماندهی مطرح میشود اولین چیزی که در ذهن انسان شکل میگیرد،سلسه مراتب نظامی است،واقعیت امر همین است،که بزرگترین فرماندهان و ژنرال های  نظامی از مراتب پایین شروع میکنند و به فرمانبرداری و گوش به فرمان دادن،آموزش میبینند و چیزهای که یاد میگیرند را به انجام میرسانند،و به مراتب و درجه های بالا میرسند،حال باید به این موضوع دقت کرد.کسانی که گوش به فرمان باشند میتوانند به درجه های بالا برسند و اگر فرمانبردار خوبی نباشند نمیتوانند فرمانده خوبی بشوند.

در سفر اول  ما در کنگره60 همین موضوع باید اتفاق بیوفتد،باید مثلث دانایی یعنی تفکر،تجربه،آموزش انجام بگیرد،تا به فرماندهی برسیم.

من اگر در طول سفر فرمانبردار خوبی باشم،یعنی دارم سلسه مراتب را طی میکنم و همه آموزشی که به ما میدهند،را خو یاد بگیرم و کم کم تجربه در وجود من شکل میگیرد و مثلث دانایی ایجاد میشود.

کسی که میتواند فرمانبردار خوبی باشد و همواره منظم و مرتب باشد،آشفتگی را از ذهن و پیرامون خود دور میکند،و از ضده ارزشها و هر آنچه جسم و روانش را آلوده میکند دوری کند،او باید آموزش ببیند و یاد بگیرد،به موقع خوابیدن را،به موقع بیدار شدن را،به موقع در جلسات حاضر شدن را،به موقع ورزش کردن و راس ساعت مقرر استفاده از داروی ot را،به متون و سیدی های آموزشی توجه کردن و فراگیری آنها و.....خلاصه کلام خدمت کردن و صداقت در گفتار و کردار و رفتار.

یک سفر اولی در اثر استفاده از مواد مخدر فرماندهی وجود خود را از دست داده است،با ورود به کنگره 60 راهنما فرماندهی  رهجو را به عهده گرفته،و آموزش لازم را در لژیون به رهجوها میدهد،و افرادی موفق میشوند و به رهایی و درمان میرسند،که فرمانبردار خوبی باشند،که به حرفهای راهنما گوش دل داده و عمل کنند،رهجو در کنگره 60 آموزش میبیند تا شایستگی و ظرفیت اجرای فرمان رهایی را پیدا کند و آنچه در اجرای هر فرمان به خصوص فرمان رهایی،لازم و ضروری است:داشتن خواست،است باید خواست رهابی را را داشته باشیم و آن را در ذهن خود ترسیم کنیم،تا بتوانیم فرمانبردار خوبی باشیم،و به فرماندهی همه نیروها برسیم،به خصوص نیروهای درونی و فرماندهی وجود خود و کاعنات،باید فرمانده عقل شویم و از همه خواسته ها ،خواسته های معقول را به قوِِۀ عمل در آوریم.

                            امیدوارم با فرمانبرداری صحیح به رهایی برسیم

                      تهیه گزارش:مسافر اکبر رهجوی آقای احسان پور پشنگ

دل نوشته

                                                               به نام قدرت مطلق الله

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر،حرفهایی را که میخواهم بیان کنم صرفا از خود من است،و قصد از این نوشته این است که بیشتر روی خودم کار کنم و جهانبینی خود را بالا ببرم و شاید این دل نوشته ها و مطالبش بدرده کسی بخورد.

چند وقت پیش اتفاقی افتاد که ناخواسته من و چند تا از هم لژیونیهایم را به حاشیه کشاند و باعث رنج و اندوه ماشد،شب آنروز بسیار در این مورد فکر کردم و نگاهی عمیق به درون خودم انداختم که ببینم کجای کار ما ایراد دارد،و میلنگد که اینطور من را بر هم ریخته کرده،و  اول یاد سخنان استادسردار افتادم که میگوید:اندوه انسان را در ژرفای اقیانوس بزرگ دفن مینماید،و این سخن استاد سردار من را کمی به خود آورد،که برای هر موضوع کوچک و بی اهمیت اندوه گین نشوم.

به حاشیه که پیش آمده بود و ناخواسته هم بود فکر کردم،یک موضوع این است که انسان خود وارد حاشیه میشود کلا حاشیه را دوست دارد،و دومین موضوع این است که کسانی به زور تو را وارد حاشیه میکنند و حالا به هر دلیلی میخواهد باشد حسادت باشد کینه توزی و غرض ورزی باشدوغیره.......و ما باید آنقدر قوی باشیم و آموزش درست دیده باشیم که وقتی کسی خواست ما را وارد حاشیه کند زورمان به او بچربد و بتوانیم خود را زود از آن حاشیه بیرون بکشیم.

و در کل ما نباید با چنین موضوعات کوچکی اندوه گین شویم حساس شویم،چون جز اینکه انرژی از ما بگیرد هیچ جیز فایده دیگری برای ما ندارد.

ما باید به همدیگر عشق بورزیم و محبت کنیم و جاذبه داشته باشیم،نه اینکه با صورتی اخم آلود و عصبانی همدیگر را نگاه کنیم،ما نباید با حس حسادت به طرف مقابلمان که فرد موفقیست بنگریم چون این حسادت در مسیر ضده ارزش است و شک نکنید ما را به زمین خواهد زد،بر علیه کسی نباید دروغ گویی کنیم،چون تبدیل به شخصی میشویم که پایه اساس زندگی اش بر روی دروغ بنا شده،و این زندگی به فوتی بند است.هدف اصلی ما در کنگره و سفر اولمان رسیدن به رهایست،نه چیز دیگر پس بهتر است تمرکزمان را روی این مهم بگذاریم.

مطلب آخرم این است ،که ننشینیم و بگوییم وقتی وارد وادی چهاردهم شدم به این عشق و محبت خواهم رسید و به دیگران هم آنموقع عشق میدهم و محبت میکنم،این بنظره من اشتباه بزرگی است،پس از همین وادی های اول بیاییم و عشق و محبت را یاد بگیریم و در زندگی کار بردی کنیم،سخت است ولی شدنی.......

 

با تشکر از راهنما و همه هم لژیونی های خوبم که مرا در مسیر درمان و رهایی یاری میکنند

مسافر محمد

خلاصه گزارش لژیون

                                                                به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

ما در زمان مصرف موادمان در اثره کاشت بذرهایی که با دستان خود کاشته بودیم،با انبوهی از گیاهان تلخ و زهراگین مواجه شدیم،حال برای به درمان رسیدن باید بذر آن را بکاریم،بذر رسیدن به درمان و رهایی خواسته است،هر چیزی که ما میخواهیم به آن برسیم باید خواسته آن را داشته باشیم و این خواسته ها را باید در درون خود بوجود بیاوریم،مثلا من خواسته این را دارم که  یک زندگی ایده آل داشته باشم،و باید بذرش را در درون خود بکارم تا محصولی زیبا و قابل قبولی را بتوانم برداشت کنم.

کنگره مثل یک زمین کشاورزی است و خواسته های ما بذر آن است،وقتی ما خواسته درمان را داشته باشیم،با آمدن به کنگره میتوانیم به محصول خوبی برسیم.

و حال این خواسته ها را چگونه با ید در بستر کنگره بکاریم؟

با فکر کردن به آن خواسته که ما میخواهیم به درمان برسیم و رها شویم،باید به آن فکر کنیم و تفکر نماییم و در مسیرش حرکت کنیم،و این میشود کاشتن بذز درمان و رهایی در کنگره60

ما فقط با کاشتن خواسته ها نمیتوانیم به محصول خوبی برسیم،ما همانطور که به خواسته خود بها میدهیم و آن را میکاریم،باید از آن هم مواظبت کنیم و علفهای هرز درون خود را که همان ضده ارزشها و حسهای منفی است را حرس کنیم تا به محصول خوبی برسیم.

 

 

تهیه گزارش:مسافر مهرداد

خلاصه گزارش لژیون

                                                             به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند

انسان اشرف مخلوقات است،و بالاترین مخلوق خداوند رحمان و رحیم است و از مرتبه بالای برخوردار است.

هر وادی برای یک مسافر مانند یک زندگی است،ما باید وادی ها را زندگی کنیم و در زندگیمان کاربردی نماییم،حال ما در وادی سوم زندگی خود را آغاز میکنیم.

هدف ما در زندگی رسیدن به حال خوش است،ما در کنگره باید هر روز هدفی را برای خود تعیین کنیم و آن هدف باید در مسیر ارزشها باشد که حال خوشی را برای ما به ارمغان بیاورد

هر کدام از ما یک ارزش و قیمتی داریم و نباید به خود بگوییم که من هیچ نیستم و بدرده هیچ کاری نمیخورم،و باید به خودمان و به درونمان درست بنگریم تفکر نماییم،چون هیچکس به اندازه خودمان برای خودمان فکر نمی نماید.

همه موجودات و مخلوقات از ریز تا کوچک از پیر تا جوان از زن تا مرد.........در طبیعت برای بقا تلاش میکنند،انسان هم بدنبال بقاست،و ما میخواهیم اسم خود را ماندگار کنیم،ولی چگونه؟هر آهنگ زیبا برای خودش نوتی زیبا دارد،پس ما هم باید نوت زندگی خود را زیبا بنویسیم،البته با اعمالمان و رفتارمان و حرکت به سوی نیروهای مثبت و ارزشی میتوانیم به این خواسته دست پیدا بکنیم.

 

تهیه گزارش:مسافر مهرداد

صبر استقامت آرامش

دل نوشته

                                                               به نام قدرت مطلق الله

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر،دوستداشتم که احساس هایم را با شما دوستان به اشتراک بگذارم.

در طی 30 سال زندگی و 12 سال مصرف مواد،هیچوقت هیچ زمان آرامشی که در این چند ماه سفر دارم را نداشتم و لمس نکرده بودم،خدا میداند که زمانی از روز به آسمان مینگرم واز تمام وجود خدا را شکر میکنم،تمام هستی همسفران من شده اند،و تمامی انرژی مثبتشان را برای من میفرستند،خدا میداند زمانی از روز،از خوشحالی لبخند روی لبانم جاری میشود،گویی که تمام سلولهای بدنم با من خوشحالی میکنند،هرروز  تصویرسازی های خوب در ذهنم بوجود می آورم،گویی که یک نقاش شده ام که تصویری از جنگل را روی بوم نقاشی کرده است و بعد در واقعیت دانه های را در بیابان میکارد که در آینده به یک جنگل واقعی تبدیل گردد،جهان پیرامون را همچون بهشتی زیبا میبینم،و به خود میگویم نکند قبلا کور بوده ام،یا جلو چشمانم را کسانی گرفته بودند و هر چه خودشان میخواستند برایم نمایش میدادند،حتی بعضی مواقع به خودم میگویم:دست و پاهایم را کسانی با نخ های محو پوشانده بودند و به ماننده عروسک خیمه شب بازی مرا به این سو آن سو میبردند و هر بلایی که میخواستند سره من در می آوردند،حس های زیبایی درونم پدیدار شده است و خداوند را هم در این حس های زیبا لمس میکنم،باشد که در روزهای سخت پیش رو خداوند یار و یاور من باشد تا بتوانم با سر بلندی،سفر اول خود را به پایان برسانم و به رهایی برسم،وهمچنین تمام دوستان و مسافران سفر اول هم بتوانند به این مهم دست پیدا کنند.

 

باتشکر از راهنمای خوب و دوستداشتنیم آقای احسان پورپشنگ و تمام دوستانم که در کنگره من را یاری میکنند

مسافر محمد

دستور جلسه  لژیون وادی اول

                                                               به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

در این وادی، بهتر است بدانیم چگونه همه چیز،پیدا میشود ویا چگونه همه چیز،خلق میشود.

برای پیدا شدن یا به وجود آمدن و یا خلق شدن،اولین قدم،یک فکر و یا یک اندیشه است و این اندیشه،آغاز خلق است.

بنابراین،همه انسان ها برای پبدا شدن،لازم است تفکر نمایند و نیروی القاء و احیاء و تحرک هم موجود می باشد.

نیروی القاء:مثلا اگر شخصی انرژی مثبتی دارد و وارد جمعی میشود،انرژی مثبت این شخص به اطرافیان منتقل میگردد،و این عمل ممکن است بر عکس هم صورت گیرد و شخصی با انرژی منفی وارد جمعی شود و انرژی منفی اش را به جمع منتفل میکند،پس ما باید،وارد جمع هایی بشویم که در آن انرژی مثبت باشد و اشخاص آن جمع از علم و دانایی بالایی برخوردار باشند تا ما بتوانیم از آنها مطالب مفید و آموزنده ای یاد بگیریم.

نیروی احیاء:احیاء کننده اصلی خداوند بزرگ و مهربان است،اشخاصی که میخواهند در رونده بهبودی به ما کمک کنند مثل راهنما و هم لژیونی،به او احیاء کننده میگویند.

نیروی تحرک:مثلا در زمان مصرف هنگامی که خمار میشدیم و موادمان تمام میشود،شروع به تکاپو و حرکت میکردیم،تا موادمان را تهیه کنیم و به هر دری میزدیم و این حرکت منفی بود،حال حرکت مثبت آن است که که برای بهبودی و درمان تلاش کنیم، مثلا اگر در کنگره هستیم و سفر میکنیم و حال و روز خوبی نداریم به دوستان هم لژیونی و میگویم که حالمان خوب نیست،و آنها به ما کمک میکنند،و این میشود حرکت مثبت.

یک نکته مهم در مورد القاء این است،که انسان میتواند خودش به خودش القاء مثبت بکند و موضوعات مثبت را در مغز خود بوجود بیاورد،انسان هر چه را در سر داشته باشد همان اتفاق می افتد،و چه بهتر که موضوعات مثب و خوبی در مغزمان باشد........

 

دستورجلسه لژیون،وادی دوم

                                                             به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیاط نمی نهد،هیچ یک از ما هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم

ما در کنگره هدفهای بسیاری داریم،مثلا رسیدن به رهایی رسیدن به تعادل و بالا بردن جهانبینی،ولی مقصود همه ما رسیدن به عشق است،واین را همیشه باید در ذهن خود داشته باشیم،اگر ما به عشق برسیم آن دیگر آخره راهمان است.

بزرگترین حس منفی که باعث میشود انسان از حرکت باز بایستد ناامیدی است،چه اتفاقی می افتد که انسان دچار ناامیدی میشود؟مثلا ما در زمان مصرف برای درمان اعتیادمان هدف تعیین میکردیم و ترکهای و روشهای بسیاری را انجام میدادیم، مثل متادون درمانی،سم زدایی،قطع ناگهانی....ولی آخرش شکست میخوردیم و به هدفمان نمیرسیدیم وشرایطمان بهتر که نمیشود چه بسا بدتر هم میشود.

وقتی انسان تلاشی میکند حتی برای یک هدف مثبت و به نتیجه ای نمیرسد دچار ناامیدی میشود،ما برای این ناامید میشویم چون ترس داریم که تجربه کنیم،از عمل کردن و تجربه کردن پرهیز میکنیم چون فکر میکنیم که اتفاقات گذشته سرمان می آید،وبه خود میگویم این بار هم مثل دفعات قبل شکست میخوریم،و ما مدام این حرفها را به خود میگوییم که ما نمیتوانیم و شکست میخوریم و حتی خدا را هم انکار میکنیم،و آخرش به پوچی میرسیم.

ما جنگی در پیش داریم و آن جنگ نرم است،وباید سیدی های آموزشی را گوش دهیم و به موقع به جلسات بیایم و مشارکت کنیم و وادی ها را بخوانیم و بنویسیم،چون اینها سلاحهای ما در این جنگ نرم است،جنگ ما جنگ اندیشه و تفکر است،و برای اینکه بخواهیم در این جنگ پیروز شویم باید به سلاحهای که گفته شد تجهیز شویم،و مطمعن باشید با این سلاحها به پیروزی خواهید رسید.

 

دستور جلسه لژیون،کتاب عبورازمنطقه60درجه زیره صفر

                                                               به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

جناب آقای مهندس در طول سفرشان 3 استاد داشتند بنام سیلور،سردار،رعد،و هیچکس نمیداند که این 3 چه کسانی هستند وکجا زندگی میکنند و شغلشان چیست،واگر کسی از اعماق وجود به کنگره اعتقاد داشته باشد و یک کنگره ای واقعی شود،میفهمد که این 3 چه کسانی هستند،و خودشان می آیند و میگویند که چه کسانی هستند.

عبور از منطقه 60 درجه زیره صفر،خودتان را در این سرما تصور کنید،خیلی شرایط سختی است،و ما میخواهیم از چنین گذرگاه سردی عبور کنیم،بنظره شما میشود به راحتی از چنین گذرگاه سرد و پر قندیل عبور کرد؟از جای مثل قطب جنوب میخواهیم به جای مثل هاوایی برسیم،درمان اعتیاد یک چنین روندی دارد،عبور از منطقه 60 درجه زیره صفر،و ما باید از چنین گذرگاهی عبور کنیم و به سلامت به مقصد برسیم.

استاد سیلور به مهندس میگوید تو داری به جایی قدم میگذاری که کوهستانی است،و در تصویره کتاب اتوموبیلی را میبینیم که در حال عبور از این منطقه است،اتوموبیل تمثیلی از جسم انسان است و جسم ما مثل اتوموبیل است،و صوره پنهان هم ما هستیم،وقتی که ما میمیریم اتوموبیل خود را میگذاریم و میرویم سواره اتوموبیل دیگری میشویم،نفس،روح،عقل ،ذهن......همه اینها رفتند،در واقع اصل کاری ها رفتند،و اتوموبیل میماند.

ما قرار است از کوهستانی حرکت کنیم با اتوموبیلی کم  باد،با جاده ای یخبندان و پیچ در پیچ و پر از قندیل،و ما باید بعضی از مسیر را آهسته و آرام حرکت کنیم،تا سرانجام به جایی خوش آب و هوا برسیم،و ما اول کارمان در چنین جایی و با چنین شرایطی  هستیم،و اینها همه شان تمثیل است،منظور از از سرما همان سختی های راه است.

ما در موضوع اعتیاد فقط به جسم خود آسیب نرسانده ایم،و در اطراف خود مشکلات دیگری هم بوجود آورده ایم،مثلا مشکلات خانوادگی،و ما باید آهسته آهسته در مسیر خود حرکت کنیم تا مشکلات را حل کنیم،تا به آرامش برسیم و به جایی برسیم خوش آب و هوا،و از این گذرگاه سخت با سر بلندی عبور کنیم.

دستورجلسه لژیون،جهانبینی،نفس

                                                              به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

نفس{نفس چیزی است که تعیین موجودیت میکند،در ظاهر و باطن،ونشانه اش این است که خواسته دارد}

نفس یکی از اجزای صوره پنهان انسان است،دیگری عقل است روح است کالبدهای هفت گانه است حس و ذهن است،و همه اینها وقتی که با هم ترکیب شوند چیزی را بوجود می آورند بنام انسان.

ما انسان را زیره تیغ جراحی میبریم و میشکافیم و به 2 قسمت بزرگ تقسیم میکنیم،یکی از قسمتها که ما میبینیم اجزای بدن انسان است،که به آن صوره آشکار گفته میشود.

نکته مهم این است که ما برای درمان اعتیادمان باید انسان را بشناسیم تا بتوانیم رها شویم وبه درمان برسیم،پدیده اعتیاد از مواد مخدر و انسان تشکیل میشود،و ما انسان را در مبحث جهانبینی میشناسیم،و روح هم تعریف خود را دارد که در جهانبینی آن را میشناسیم.

خواسته های ما از نفس ما می آید،و برای اینکه نفس را بشناسیم باید بدانیم که خواسته هایش چیست،مثلا من میخواهم به درمان برسم و این نفس من است که میخواهد به درمان برسد،هر چیزی که خواسته دارد ریشه اش در نفس است،اگر کسی نفس را دقیق بشناسد خدا را هم شناخته است،تمام بدبختیهای ما بخاطره این است که خودمان را نمیشناسیم،و این خوده ما در واقع اجزای صوره پنهان ما است.

من برای چه باید نفس را بشناسم؟چون انسان چیزی نیست جز خواستهایش،و اگر خواسته ها را از انسان بگیرند هیچ چیز از انسان نمیماند و موجودیتی ندارد،و برای همین است که ما باید نفسمان را بشناسیم تا خواسته هایمان را بشناسیم و موجودیت پیدا کنیم،نفس هر شخص خانه آن شخص است،و 2 ملک در آن وجود دارد،یکی ملک روح است ودیگری ملک جن،ملک روح  انسان را به راستی درستی دعوت میکند،و ملک جن انسان را به پلیدی زشتی و دروغگویی دعوت میکند.........

دستور جلسه وادی اول

                                                           به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

با تفکر ساختارها آغاز میشود،بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود

در زندگی هر ساختاری را که میخواهید بوجودبیاورید،باید برای آن تفکر نمایید،ما در کنگره میخواهیم ساختاری را درست کنیم که اعتیاد خود را درمان نماییم،و با تفکر میتوانیم به درمان برسیم،مثلا وقتی سقف ساختمان منزلت میریزد باید چه بکنید،اول باید سقف منزل را بازسازی کنیم بعد فکر کنیم که چرا این اتفاق افتاد،پس وقتی که اعتیاد پیدا کردیم و میخواهیم درمان شویم اول باید شرایط درمان را فراهم کنیم ودرمان شویم،بعد فکر کنیم که چرا معتاد شده ایم.

اول باید راه رفتن و درست راه رفتن را آموخت،بعد میتوانید دونده ماهری شوید.

اولویت و تفکر صحیح این است ،که اول خود را از دام اعتیاد نجات دهیم بعد به مثاعل دیگر بپردازیم،اگر میخواهید فکر کنید وآن فکر را عملی کنید اول باید شرایط اطراف را بسنجیم و کمی کاستی کار را اندازه گیری کنیم،بعد عمل کنیم و آن فکر را به مرحله اجرا در آوریم.

اگر کسی مشکلات بیشتری نسبت به دیگران دارد باید تلاش بیشتری برای رفع مشکلاتش کند.

تصویر سازی ذهنی خیلی مهم است،و ما باید خواستهایان را در ذهنمان به تصویر بکشیم،هیچوقت انسان نمیتواند یک شبه به خواستهای خود برسد،و اعتیاد را هم نمیشود یک شبه درمان کرد،همه چیز باید دست در دست هم دهد و با تلاش وکوشش وپشتکار و آموزش،میتوان به درمان رسید واین پروسه هم باید آرام آرام صورت بگیرد.

اولین چیزی که انسان باید در درون خودش تغییر دهد این است که،قبل از هر کاری تفکر صحیح نماید،با تفکر ساختارها آغاز میشود،بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود.....

دستور جلسه جهانبینی

                                                          به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد

مثلث درمان روان جسم وجهانبینی است

برای به تعادل رسیدن جهانبینی نمیشود میارو اندازه و زمانی تعیین کرد،جهانبینی حدو اندازه ای ندارد و میتوانیدهر روز عملکرد بهتری را نسبت به روز قبل داشته باشید،جهانبینی فقط برای اعضای کنگره60 نیست و تمامی انسانها باید جهانبینی خود را بالا ببرند.

خیلی از انسانها تا به حال مواده مخدر مصرف نکرده اند ولی در درونشان همیشه آشوب است و میل به خودکشی و تنهایی و.............واین برای این است که سیستم خمره درونی بدنشان از کار افتاده است.

ما به کنگره آمده ایم تا اعتیاد خودمان را درمان کنیم که به یک شخص ایده آل تبدیل شویم،وباید با عملکرده درست و حسهای خوب اثره مثبت بر روی سیستم ایکس بدن خود بگذاریم،و اگر حسهای بد و منفی همراه ما باشد سیستم ایکس بدنمان بد کار میکند و ما حال خوبی را تجربه نمیکنیم.

همه چیز در هستی بر پایه 2 پارامتر است که در علم فیزیک اثبات شده است،اولی ذره است و دومی موج است،ذره همان ماده است که جسم انسان است،بحث بعدی موج است که همان روح انسان است،سیستم ایکس یا همان تولید کننده خمر 2 چیز برش اثر گذار است 1 ماده که همان مواد مخدر است و 2 موج که همان بحث تفکرات انسان است،که بر روی سیستم ایکس تاثیر فراوان میگذارد،که ما با جهانبینی میتوانیم روی آن تاثیره مثبت وسازنده ای بگذاریم.